🕯️ سنگی که سایهها را زنده میکرد:
در یکی از روستاهای کوهستانی سوئیس، گفته میشود که راهبی در غاری تاریک زندگی میکرد و تنها داراییاش یک بلور کوارتز دودی بود. شبها، وقتی شمعی روشن میکرد و گوهرسنگ را مقابلش قرار میداد، سایههایی روی دیوار ظاهر میشدند که با او حرف میزدند. مردم باور داشتن که گوهرسنگ، ارواح کوهستان را در خود زندانی کرده و فقط در سکوت شب، اجازهی حرف زدن به آنها را میدهد.
__________
🧙♀️ افسانه فراموشی در اسکاتلند:
در اسکاتلند، نوعی خاص از کوارتز دودی به نام کِرنگُورم وجود دارد که در مراسم جادویی استفاده میشده است. جادوگران محلی باور داشتند که اگر کسی خاطرهای دردناک داشته باشد، باید گوهرسنگ را در مه صبحگاهی نگه دارد و سه بار نامش را زمزمه کند. گفته میشد که گوهرسنگ، خاطره را جذب میکند و فرد دیگر هرگز اون لحظه رو به یاد نمیآورد.
__________
🗝️ نگهبان دروازهی رویاها:
در یکی از افسانههای تبتی، آمده که کوارتز دودی گوهرسنگیست که دروازهی رویاها را باز میکند. راهبان در شبهای خاص، این گوهرسنگ را زیر بالش قرار میدادند تا وارد دنیای رویاهای شفاف شوند. گفته میشود که اگر کسی با نیت ناپاک وارد خواب شود، گوهرسنگ او را در کابوسها زندانی میکند تا درسش را بگیرد.
__________